تبلیغات
گروه مترجمین ایران زمین
خط سوم

خط سوم
برای تبلیغات خود چه اندیشیده اید؟
نویسندگان
چین در سال 2012 ،انگلستان و آلمان را پشت سر گذاشته و تبدیل به یکی از سه بازار بزرگ تبلیغات در جهان خواهد شد. به نقل از سایت www.brandrepublic.com ، پیش بینی می شود که در سال 2011 هند، چین و روسیه به بیشترین رشد در اختصاص بودجه تبلیغاتی دست یابند.


ادامه مطلب

[ سه شنبه 8 فروردین 1391 ] [ 10:04 ق.ظ ] [ نوروز مكمل ]

پیدا و پنهان در برندهای مشهور

شاید در طول روز یک نشانه یا یک برند معتبر را چند بار ببینید ولی آیا دقت کرده اید که این نشانه های در پشت ظاهر ساده شان چه حرفهای نهفته ای دارند؟
شاید نشان سایت آمازون در نگاه اول هیچ مورد پنهانی در خود نداشته باشد، اما پشت ظاهر ساده این شرکت، رازی نهفته است. به فلشی که زیر کلمه amazon قرار دارد دقت کنید. این لبخند زیبا در حقیقت حرف a را به z وصل می کند تا با اعتماد به نفسی خاص به بیننده القا کند که هر چیزی در آمازون پیدا می شود.



ادامه مطلب

[ شنبه 10 دی 1390 ] [ 12:53 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند"  مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.

ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"

مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند


[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 05:27 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

یكی از عناصر مهم در معرفی و برندسازی شركتها و سازمانها، شعارهای تبلیغاتی آنهاست. شعار تبلیغاتی بیانگر جهت گیری استراتژیك و ارزشهای بنیادین مورد ادعای سازمانها است. گفتم مورد ادعا چون این ارزشها و رویكردها باید در عمل اثبات شود و صرفا با گنجاندن مفاهیم ارزشی در شعارهای تبلیغاتی، تمایزی ایجاد نخواهد شد. (به عمل كار برآید، به سخن دانی نیست).


ادامه مطلب

[ جمعه 18 شهریور 1390 ] [ 05:06 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

آن خطاط سه گونه خط نوشتی
یکی را او خواندی ، لاغیر
یکی را هم او خواندی ، هم غیر او
یکی را نه او خواندی ، نه غیر او
آن خط سوم منم

0ixjxeovkdkh89doai7r.jpg




[ یکشنبه 29 خرداد 1390 ] [ 02:51 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
امرسون :
بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود كه
از میان ما رفته باشند.
امام على (ع) :
زود پاداش دادن، كمال بزرگوار است.
لورنس دورل :
تاریخ تكرار بى پایان خطاهاى زندگى است.
شكسپیر :
سربر گریبان فرو بر، از دل خویش بپرس آنچه را كه مى داند.
اینشتین :
هیچ كس به خرد غایى نرسد، مگر آن را در خود جست وجو كند.
جین كاكتیو :
تاریخ حقیقتى است كه سرانجام به افسانه و افسانه دروغى است كه سرانجام به تاریخ مى پیوندد.

ادامه مطلب

[ یکشنبه 29 خرداد 1390 ] [ 02:38 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
چارلی چاپلین میگوید آموخته ام که ...      بیایم برای یکبار هم که شده این جملاتو توی زندگیمون به کار ببریم و فقط نخونیم    اموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید  
ادامه مطلب

[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 ] [ 07:54 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
اولین ها در تبریز  اولین چاپخانه در سال 1227 توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و 12 سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.  برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،... .  اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد.  اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.  اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال 1312 در تبریز تاسیس شد.  اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید.  اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال 1261 شکل گرفت.  اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد.  اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای 1309-1311 بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید.  در زمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرهنگ نخستین کتابهای پزشکی - نخستین آبله کوبی - نخستین دانشکده پرستاری مامائی - نخستین دندانهای مصنوعی - اولین عمل قلب باز - پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه توسط دکتر جواد هیات در سال 1347 در تبریز به انجام رسید.  اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود.  اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد .  اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد.  اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود.  اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود.  اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود .  اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید .  اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است. اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید .  اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد.  اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد.  


[ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

  مردی در کنار جاده، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ می فروخت.
چون گوشش سنگین بود، رادیو نداشت، چشمش هم ضعیف بود، بنابراین روزنامه هم نمی خواند.
او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های خود را شرح داده بود.
خودش هم کنار دکه اش می ایستاد و مردم را به خریدن ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند.

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد.
وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد …. به کمک او پرداخت.

سپس کم کم وضع عوض شد.
پسرش گفت: پدر جان، مگر به اخبار رادیو گوش نداده ای؟ اگر وضع پولی کشور به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.
باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.

پدر با خود فکر کرد هر چه باشد پسرش به مدرسه رفته به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند پس حتماً آنچه می گوید صحیح است.
بنابراین کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و تابلوی خود را هم پایین آورد و دیگر در کنار دکه خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد.
فروش او ناگهان شدیداً کاهش یافت.
او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت: پسرجان حق با توست.
کسادی عمومی شروع شده است.

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده که جالبه بدونید: اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران اندیشه های شما را شکل می دهند. خواسته های خود را عملی سازید وگرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند.




[ پنجشنبه 10 تیر 1389 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ نوروز مكمل ]

- بیهوده متاز که مقصد خاک است

- هرگز برای خوشبختی امروز و فردا نکن

- نماز وقت خداست انرا به دیگران ندهیم

- هرگاه در اوج قدرت بودی به حباب فکر کن

- هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود

- دروغ مثل برف است که هر چه آنرا بغلتانند بزرگتر می شود

- هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود چیزی یاد نگرفتم

- خطا کردن یک کار انسانی است امّا تکرار آن یک کار حیوانیست

- دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته است

- تنها موقعی حرف بزن كه ارزش سخنت بیش از سكوت كردن باشد

- هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد

- مرد بزرگ، كسی است كه در سینۀ‌خود ، قلبی كودكانه داشته باشد

- سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر كه بتوانی چراغی به آن نصب كنی

- یادها رفتند و ما هم میرویم از یادها. کی بماند برگ کاهی در میان بادها

- دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

- هیچوقت نمی‌توانید با مشت گره ‌کرده ، دست کسی را به گرمی بفشارید

- نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد

- کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی ... نه حاشیه ای از یاد رفتنی

- هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد ، او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد

- در برابرکسی که معنای پرواز را نمیفهمد هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد




[ سه شنبه 8 تیر 1389 ] [ 04:28 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

لیوان را زمین بگذار !!!!

استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند ٥٠ گرم، ١٠٠ گرم، ١٥٠ گرم.
استاد گفت: من هم بدون وزن کردن، نمی‌دانم دقیقاً وزنش چقدر است. اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقى خواهد افتاد.
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقى نمی‌افتد.
استاد پرسید: خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقى می‌افتد؟
یکى از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد.
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگرى جسارتاً گفت: دست‌تان بی‌حس می‌شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار می‌گیرند و فلج می‌شوند. و مطمئناً کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلى خوب است. ولى آیا در این مدت وزن لیوان تغییر کرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روى عضلات می‌شود؟ من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند: یکى از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً. مشکلات زندگى هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن‌تان نگه دارید، اشکالى ندارد. اگر مدت طولانی‌ترى به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه‌شان دارید، فلج‌تان می‌کنند و دیگر قادر به انجام کارى نخواهید بود.
فکر کردن به مشکلات زندگى مهم است. اما
مهم‌تر آن است که در پایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.
به این ترتیب تحت فشار قرار نمی‌گیرید، هر روز صبح سرحال و قوى بیدار می‌شوید و قادر خواهید بود از عهده هر مسئله و چالشى که برایتان پیش می‌آید، برآیید!
دوست من، یادت باشد که لیوان آب را همین امروز زمین بگذار. زندگى همین است!




[ یکشنبه 30 خرداد 1389 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]

طرز تهیه موفقیت

مواد لازم:

١- یک عدد هدف

٢- یک فنجان باور مثبت

٣- نصف لیوان مغز (خواهشا سالم)

۴- یک قاشق میوه خوری شعور

۵- توکل (هر چه بیشتر بهتر)۶- سر سوزن تلاش

٧- علاقه و انگیزه به میزان لازم

طرز تهیه:

ابتدا شماره ی ١ را شماره ی ٢ با حرارت ملایم خوب بپزید. سپس به آن

شماره ی ۴ را اضافه کنید و خوب هم بزنید.

آشپزهای عزیز دقت کنید که اگر حرارت شما زیاد باشد اهدافتان ذغال می شود!

بعد از اینکه عملیات پخت کامل شد هدف را مقابل خودتان

قرار دهید و به آن خیره شوید.

با استفاده از شماره ی ٣ آن را دست یافتنی و نزدیک تصور کنید.

سپس با شماره ی ۷ به طرف آن حرکت کنید

 و «از موانع سر رهتان٬ پلکان صعود بسازد

 شماره ی ۶ را به طور مستمر بکار ببندید

 و در طول راه با نگاه هایی مملو از شماره ی ۲ نظاره گر موفقیت باشید.

راستی! یادمون نره٬ شماره ی ۵ بهترین طعم دهنده ی این نوع غذاهاست

 که اگه نباشه غذامون خورده نمیشه!




[ یکشنبه 30 خرداد 1389 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
[ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 ] [ 06:38 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]




[ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 ] [ 06:14 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
نظرات



[ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 ] [ 05:49 ب.ظ ] [ نوروز مكمل ]
نظرات
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :